گروه حقوق جزا و جرمشناسی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاههای «سمت»، تهران، ایران.
چکیده: (718 مشاهده)
کودکان کار ـ اعم از خیابانی و فعال در محیطهای بسته ـ مشغول کارهای متعارف (مانند دستفروشی)، نیمهمتعارف (مانند زبالهگردی)، و غیر متعارف (مانند فحشا) هستند. نظریههای جرمشناختی متعددی از جمله نظریه فشار اجتماعی، بومشناسی جنایی و تعارض فرهنگی، تبیینهای علتشناسانه مهمی از پدیده کودکان کار ارائه کردهاند، اما از نظریههای جرمشناختی دیگری مانند نظریه فرصت و نظریه فعالیتهای روزمره، میتوان برای رابطهسنجی نوع فعالیتهای متعارف، نیمه متعارف و غیر متعارف کودکان کار با عناوین مجرمانهای که غالباً قربانی آنها میشوند، بهره جست. ناپایداری سکونتگاه، نظارتناپذیری محیط آسیبزا، ناتوانی/ ناآگاهی از مددخواهی از نهادهای مداخله در بحران، اختلالات ادراکی و رفتاری، و نداشتن مهارتهای توانبخشی شهروندی، فرصت ارتکاب بزههای خاصی علیه کودکان کار را در مبلمان شهری آشفته کلانشهرها فراهم میآورد. آگاهی از اینکه کدام فعالیتها توسط انواع کودکان کار، زمینه بزهدیدگی در چه جرائمی را افزایش میدهد، امکان هوشمندسازی راهبردهای پیشگیری از بزهدیدگی کودکان کار را به متولیان سیاستگذاری جنایی در حوزه حمایت از کودکان را به دست میدهد. اتخاذ راهبرد پیشگیری بدون آگاهی تخصصی در مورد سنخبندی وضعیتهای محیطی آسیبزا نسبت به کودکان کار، شکست پایدار این راهبردها را تداوم میدهد. این مقاله، پس از تطبیق نظریههای جرمشناختی مذکور بر عوامل و فرایند بزهدیدگی کودکان کار، معناداری رابطه جرائم ارتکابی علیه این کودکان با نوع کار آنها (متعارف، نیمهمتعارف و غیر متعارف) را تبیین میکند و راهکارهایی برای سختیافزایی ارتکاب بزه علیه این کودکان و مصونیتافزایی آنان در برابر فرصتهای محیطی بزهدیدهساز پیشنهاد مینماید. کودکان کار ـ اعم از خیابانی و فعال در محیطهای بسته ـ مشغول کارهای متعارف (مانند دستفروشی)، نیمهمتعارف (مانند زبالهگردی)، و غیر متعارف (مانند فحشا) هستند. نظریههای جرمشناختی متعددی از جمله نظریه فشار اجتماعی، بومشناسی جنایی و تعارض فرهنگی، تبیینهای علتشناسانه مهمی از پدیده کودکان کار ارائه کردهاند، اما از نظریههای جرمشناختی دیگری مانند نظریه فرصت و نظریه فعالیتهای روزمره، میتوان برای رابطهسنجی نوع فعالیتهای متعارف، نیمه متعارف و غیر متعارف کودکان کار با عناوین مجرمانهای که غالباً قربانی آنها میشوند، بهره جست. ناپایداری سکونتگاه، نظارتناپذیری محیط آسیبزا، ناتوانی/ ناآگاهی از مددخواهی از نهادهای مداخله در بحران، اختلالات ادراکی و رفتاری، و نداشتن مهارتهای توانبخشی شهروندی، فرصت ارتکاب بزههای خاصی علیه کودکان کار را در مبلمان شهری آشفته کلانشهرها فراهم میآورد. آگاهی از اینکه کدام فعالیتها توسط انواع کودکان کار، زمینه بزهدیدگی در چه جرائمی را افزایش میدهد، امکان هوشمندسازی راهبردهای پیشگیری از بزهدیدگی کودکان کار را به متولیان سیاستگذاری جنایی در حوزه حمایت از کودکان را به دست میدهد. اتخاذ راهبرد پیشگیری بدون آگاهی تخصصی در مورد سنخبندی وضعیتهای محیطی آسیبزا نسبت به کودکان کار، شکست پایدار این راهبردها را تداوم میدهد. این مقاله، پس از تطبیق نظریههای جرمشناختی مذکور بر عوامل و فرایند بزهدیدگی کودکان کار، معناداری رابطه جرائم ارتکابی علیه این کودکان با نوع کار آنها (متعارف، نیمهمتعارف و غیر متعارف) را تبیین میکند و راهکارهایی برای سختیافزایی ارتکاب بزه علیه این کودکان و مصونیتافزایی آنان در برابر فرصتهای محیطی بزهدیدهساز پیشنهاد مینماید.
Khaghani Esfahani M, Mohamadi G. Preventive Strategies towards Victimization of Labor Childeren; Activity-Based Pattern. Child Rights 2019; 1 (2) :23-43 URL: http://childrightsjournal.ir/article-1-73-fa.html
خاقانی اصفهانی مهدی خاقانی اصفهانی، محمدی قاسم. راهبردهای پیشگیری از بزهدیدگی کودکان کار؛ الگوی مبتنی بر نوع فعالیت. فصلنامه حقوق کودک. 1398; 1 (2) :23-43