گروه علوم تربیتی، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، تهران، ایران.
چکیده: (716 مشاهده)
زمینه و هدف:قوانین مصوب و اصلاحی حقوق معلولان به منظور تأمین نیازمندیهای مهم و ضروری این اقشار آسیبپذیر، در چند دهه اخیر تکالیف و تعهداتی بر دوش دولت نهاده است و اینگونه متصور میشود که این تعهدات تمامی جامعه هدف را پوشش میدهد. این مطالعه در پی روشنگری این موضوع است که با توجه به ماده 1 (تعریف معلولیت) این قوانین از ابتدا همه افراد به ویژه و به طور مشخص معلولین ذهنی را چگونه تحت حمایت قرار دادهاند؟ روش:این پژوهش از نوع مروری است و گردآوری اطلاعات با شیوه کتابخانهای ـ اسنادی صورت پذیرفته است. یافتهها:معلولیت به عنوان یک مسأله اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته و همین امر مشکلات و محدودیتهایی را برای معلولان به ویژه معلولین ذهنی به همراه داشته و در نظام سیاستگذاری و قانونگذاری و برنامهریزی (توزیع عادلانه امکانات اجتماعی) کمتر به مسائل آنها پرداخته شده است. نتیجهگیری:قانون جامع حمایت از معلولان دارای کاستیهایی است که ناشی از عدم شناخت ویژگیها و معضلات فردی و خانوادگی این افراد میباشد. تبعیض معلولان ذهنی نسبت به افراد عادی جامعه و حتی نسبت به سایر معلولین به لحاظ جنسیتی (برابرنبودن شرایط یک زن معلول با یک مرد معلول) همچنین واقعیتهای جامعه در رویارویی با این افراد، ضوابط، مناسبات و برنامهریزیهای اجتماعی موجود همگی گواه این مدعی است که تصویر درستی از واقعیت مشکلات این افراد و خانوادهایشان در جامعه منعکس نشده است.